واژگار

سکّو

فارسی
هر سطح مستوی یا کف، در محوطه‌ی باز یا بسته، که از سطوح اطراف برجسته‌تر باشد
”صفه سکویی است که بنا بر روی آن می‌نشیند و از آنجا می‌توان به اطراف نظر کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا مصطبه‌
مترادف است بافا صفّه
مترادف است بافا تختگاه
مترادف است بافا ساحل
مترادف است بافا کپه کردن
مترادف است بافا سکوی شیب‌بُر
مترادف است بافا هره‌ی خاک‌ریز
مترادف است بافا پاگرد
مترادف است بافا سطحه
مترادف است بافا شاه‌نشین۱