واژگار

quadrangle

انگلیسی

quadrangle3

چند بنا یا بنایی مفصّل که میدانچه داشته باشد
”بیشتر بناهای دانشگاه آکسفورد میدانچه‌دار است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
حیاط یا فضای بزرگ که دور آن ساختمان باشد
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است باen court3
مترادف است باen courtyard3

quadrangle1

در هندسه، شکل چهارضلعی مسطح محدب
”در نقوش کاشی‌کاری انواعی از چهارگوش‌های محدب و مقعر به کار می‌رود؛ اما در پلان‌های معماری سنتی ایران، چهارگوش‌ها معمولاً مربع یا مستطیل است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»

quadrangle2

محوطه‌ی باز چهارگوش محاط در میان چند بنا یا درون ارسن یا بنایی مفصل و مرکب
”میدانچه‌ها در برخی از قسمت‌های محله‌ی نارمک تهران نمونه‌ی طراحی موفق شهری است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen quad

quadrangle4