واژگار

مُحوّطه

فارسی
زمینی، معمولاً دیواردار، که برای فعالیتی خاص به‌کار می‌رود
”در کنار تالار شهر، محوطه‌ای برای تجمعات مدنی ساخته‌اند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»