واژگار

archway

انگلیسی

archway4

راهروی که طاق‌دار (vaulted) باشد
”سه راهرو طاق‌دارْ گنبدهای واقع در گوشه‌های بنا را به هم متصل می‌کند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen porch3
مترادف است باen veranda1

archway1

گذرگاه عمومی سرپوشیده؛ قسمتی از کوچه که مسقف باشد
”ساباط در شهرهای مناطق مرکزی ایران هم سایه‌ساری فراهم می‌آورد و هم آشکوب بالای دو بنای طرفین را به هم می‌پیوست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
کوچه و گذرگاه با پوشش قوسی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«معجم احمد محمد عيسي»
نوعی/مظهری است ازen element of architecture

archway2

سقف و بام ساباط
”گاهی بر ساباط اتاق یا اتاق‌هایی می‌سازند که از دو سو بر کوچه مشرف است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
درگاه با پوشش قوسی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
نوعی/مظهری است ازen space type

archway3

معبری عمومی که سلسله‌ای از تویزه‌های پی در پی داشته باشد.
”امیر مبارزالدین محمد به مقبره‌ی شیخ احمد فهادان در یزد ساباطی‌ای افزود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

archway5

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen porch4

archway6

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen arcade3
مترادف است باen porch5
مترادف است باen gallery2