واژگار

آستانه

فارسی
۱. مرز بین درون و بیرون در ضلع زیرین درگاه ۲. ضلع زیرینِ چارچوبِ در (doorframe)
”۱. می‌دانی که اگر از آستانه بگذری، دیگر بازگشتی درکار نخواهد بود. ۲. آستانه علاوه بر مرز مادی درون و بیرون، معمولاً مرز روانی و معنوی آن دو نیز هست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
عضو افقی پایین در و پنجره
«فرهنگ مرزبان - معروف»
قدمگاه ورودی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
[حوزه‌ی آکوستیک روانی]
«واژه‌نامه‌ی آکوستیک»