واژگار

درب

فارسی

درب۱

دری لولادار در نرده یا پرچین یا دیوار محوطه‌ی باز، مانند باغ و حیاط
”حیاط بیشتر خانه‌های ییلاقی اطراف تهران دربی ماشین‌رو دارد. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

درب۲

در پایانه‌ی فرودگاه و اتوبوس و مانند آن، درگاه یا راهروی که مسافران برای سوار یا پیاده شدن از آن عبور می‌کنند
”امروزه وارسی بلیت در درب‌های بسیاری از پایانه‌ها خودکار شده است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است بافا دربِ وارسی