واژگار

سراوند

فارسی
بنایی که ضمیمه‌ی بنای دیگری شده باشد، چه چسبیده بدان و چه جدا از آن، و معمولاً دارای ورودی مستقل
”او در خانه‌شان سراوندی برای کارگاه نجاری ساخته بود و در آنجا کار می‌کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»