واژگار

قِطعه

فارسی

قِطعه۱

در کار ساختمان، هر تکه‌ی کوچک از موادی چون سنگ و چوب و فلز و پلاستیک که دست‌کم یکی از وجوه آنها تخت باشد و انبوهی از آنها را برای پر کردن و متراکم کردن و مانند اینها به‌کار برند
”در قالب‌بندی بتن، بین میلگردهای اطراف و سطح قالبْ قطعه‌های پلاستیکی می‌گذارند تا میلگرد به قالب نچسبد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

قِطعه۲

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا جزء۱
مترادف است بافا پاره
مترادف است بافا پار