واژگار

بُلوک

فارسی
مجموعه‌ای چهارگوش متشکل از اجزایی که آنها را تنگاتنگ در کنار هم چیده و چفت‌وبست کرده باشند
”هر بلوک شهر متشکل از قطعات زمین است که در اصطلاح ثبت به آنها «پلاک ثبتی» می‌گویند؛ و هر بلوک بنا متشکل از پارمان‌ها یا واحدهای دیگری است که طوری در کنار هم چیده شده‌اند که بنایی کمابیش چهارگوش می‌سازند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»