واژگار

سرداب

فارسی

سرداب۱   اسم

طبقه‌ای از بنا، معمولاً در زیر همکف، که همه یا بخشی از آن در زیرِ زمین قرار دارد
”زیرزمین و همکف نسبی است؛ مثلاً در بناهای واقع بر زمین‌های شیب‌دار، طبقه‌ای که در بالای زمینْ زیرزمین است، ممکن است در پایین زمینْ همکف باشد. به علت بالا بودن تراز آب‌های زیرزمینی، بناهای قدیم اصفهان نوعاً سرداب ندارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
زیرزمین
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا زیرزمین
مترادف است بافا طاق قوسی

سرداب۲

انبار یا سرداب در ساختمان یونان باستان
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است بافا انبار

سرداب۳

در معماری باستانی، سرداب‌ها و دالانه‌هایی در زیر زمین
”برخی از قلعه‌های باستانی انگلیسی سردابی دارد که راه دسترسِ مخفیِ آن قلعه است. شبیه سرداب در معماری ایران، در دزفول و شوشتر، شوادان نام دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»

سرداب۴

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا غار زیرزمینی