واژگار

ستون‌بست

فارسی
بنایی که در یک یا چند جانبش ستونگان یا رواق داشته باشد.
”مجموعه‌ی بناهای دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران ستون‌بست است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»