واژگار

pylon

انگلیسی

pylon5

«کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان»
مترادف است باen lighting mast
مترادف است باen light tower

pylon1

دروازه‌ی دوبرجی در معماری مصر باستانی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
در معماری معابد مصر باستانی، دروازه‌ای شکوهمند با دو برج در طرفین آن
دروازه‌ی دوبرجی معمولاً در انتهای گذرگاهی آیینی قرار می‌گیرد.
«کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان»
«معجم عفيف البهنسي»

pylon2

«فرهنگ مرزبان - معروف»
بنایی بزرگ، یا مجموعه‌ای از بناها و ساخته‌ها که مدخل شهر، خیابان، پل، و مانند اینها را مشخص می‌کند
در دو طرف مدخل بولوار اصلی شهر، دروازه‌ای است متشکل از دو دکل فولادی و خرپایی در بالا که آن دو را به هم می‌پیوندد.
«کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان»

pylon3

«فرهنگ مرزبان - معروف»
برجی مستقل و منفک از بناهای دیگر، معمولاً با سازه‌ی مشبک، یا تیری بسیار بلند، برای روشنایی ورزشگاه، خیابان، صحنه‌ی تماشاخانه، و مانند اینها، یا انتقال نیروی برق
شاخصه‌ی دکلْ مشبک بودن آن، یا باریکی و بلندی فوق‌العاده‌ی آن است.
«کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان»

pylon4

«فرهنگ مرزبان - معروف»
دکلی با سازه‌ی خرپای فولادی برای حمل بافه‌های انتقال برق
وجود دکل برق در برخی از مناطق مسکونی تهران ساکنان را در معرض خطر قرار داده است.
«کارگروه واژه‌گزینی نوروزگان»