واژگار

shaft

انگلیسی

shaft2

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
از روی پاسنگ تا زیر سرستون
«فرهنگ مرزبان - معروف»
تنه یا بدنه‌ی ستون
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است باen column shaft
مترادف است باen trunk1
مترادف است باen vivo

shaft1

فضایی چاه‌مانند در بناها و محوطه‌ها برای حرکت آسان‌بر، مجاری تأسیسات، تعمیر تأسیسات، عبور هوا، و مانند اینها
”چاهه اقسامی دارد که در تداول فارسی، هریک از آنها به نامی جداگانه خوانده می‌شود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
تنه/ بدنه/ ساقه‌ی منار و مناره و ستون
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen lift shaft
مترادف است باen drum1
مترادف است باen lift well
مترادف است باen well1
مترادف است باen well3
مترادف است باen tige

shaft3

در معماری اروپای قرون وسطا، پیلک (engaged column) یا ستون‌مانندی کوچک که به ستون و پایه و مانند اینها چسبیده است
”در معماری گوتیک، ستونک معمولاً امتداد بصریِ تویزه‌ای در طاق است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

shaft4

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است باen lift shaft

shaft5

مجرای قائم دودرو
«فرهنگ مرزبان - معروف»

shaft6

«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»