واژگار

مقر

فارسی
جایی که در آن، بنا یا تأسیسات یا مجموعه‌ای از بناها و تأسیسات واقع است یا قرار است ساخته شود
”مقر هسته‌ای مهمی در نزدیکی شهر قرار گرفته است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»