واژگار

مدخل

فارسی

مدخل۱

اولین نقطه‌ی نسبیِ دسترس به بنا، ارسن، یا محوطه، که ممکن است آغاز گذرگاهی اختصاصی یا نخستین نقطه‌ی درآیگاه یا دستگاهِ درآیگاه باشد
”مدخل مسجد جامع عباسی در ضلع جنوبی میدان نقش جهان قرار دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
ورودی (در معماری یونان و روم باستانی)
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا درگاه
مترادف است بافا ورودی
مترادف است بافا درآیه
مترادف است بافا سردر ورودی

مدخل۲

مترادف است بافا ورودیه