واژگار

platform

انگلیسی

platform2

«فرهنگ مرزبان - معروف»

platform1

هر سطح مستوی یا کف، در محوطه‌ی باز یا بسته، که از سطوح اطراف برجسته‌تر باشد
”صفه سکویی است که بنا بر روی آن می‌نشیند و از آنجا می‌توان به اطراف نظر کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
سکویی که بنا بر روی آن قرار می‌گیرد
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم علی ثوینی»
جزئی است ازen building1

platform3

«معجم احمد محمد عيسي»

platform4

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

platform5

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»