واژگار

slab

انگلیسی

slab1

صفحه‌ای به‌نسبتْ نازک و عریض، که ممکن است از چوب، سنگ، فولاد، بتن، و مانند اینها باشد
”تفاوت لوح چوبی با الوار در نسبت طول و عرض آنهاست؛ الوار کم‌عرض و دراز است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم علی ثوینی»

slab2

لوح سنگی یا بتنی که معمولاً در سقف/ کف به‌کار می‌رود
”تاوه‌ی بتنی ممکن است درجا یا پیش‌ساخته باشد. تاوه معمولاً نقش سازه‌ای دارد؛ مگر در جایی که برای کف‌سازی به‌کار می‌رود، مانند تاوه‌ی بتنی ره‌فرش.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
ورق ضخیم یا خشت از سنگ، بتن، چوب، فلز و مانند آن که ستبرای آن نسبت به درازا و پهنایش اندک است
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
نوعی/مظهری است ازen slab1