واژگار

بالاخانه

فارسی

بالاخانه۱

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
در هر فضای بلند که ارتفاعی بیش از یک طبقه‌ی متعارف داشته باشد ــ مانند تالار، تماشاخانه، شبستان کلیسا، گنبدخانه ــ و در داخل، قسمتی از آن را دواشکوبه کرده باشند، به فضایی واقع در اشکوب بالا که بر فضای اصلی مشرف باشد بالاخانه می‌گویند
”در خانه‌های سنتی مناطق مرکزی ایران، به بالاخانه‌ی تالارْ «گوشوار» می‌گویند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

بالاخانه۲

نوعی از بالاخانه، نیم‌آشکوبی در تماشاخانه که معمولاً به صورت طره‌‌ای شیب‌دار است و حاوی نشینگاه‌هایی مشرف بر نشینگاه اصلی و روبه‌روی صحنه
”در تماشاخانه، بالاخانه نشینگاهی فرعی است که معمولاً بلیت آن ارزان‌تر از بلیت صندلی‌های نشینگاه اصلی است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

بالاخانه۳

«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

بالاخانه۴

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»