واژگار

motif

انگلیسی

motif2

«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است باen pattern1
مترادف است باen figure5
مشتمل است برen braid

motif1

عنصر اصلی و قابل تشخیص نقش و طرح که غالباً تزیینی است و در درون یک نقش، یا در نقش‌های متعدد، تکرار می‌شود
”گل شاه‌عباسی از نقش‌مایه‌های اصلی در انواع هنرهای سنتی ایران است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen design7
مترادف است باen decorative motif
مترادف است باen ornamental motif
مترادف است باen device1
مشتمل است برen braid
همچنین بنگرید بهen motive3