واژگار

pitch

انگلیسی

pitch5

فرآورده‌ی قطرانی که در اثر حرارت به‌صورت مذاب درمی‌آید و برای نم‌بندی سقف و کف به کار می‌رود.
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

pitch1

[حوزه‌ی عمومی آکوستیک] برداشت ذهنی از بسامد، زیروبمی صدا
«واژه‌نامه‌ی آکوستیک»
مترادف است باen rise1
همچنین بنگرید بهen span

pitch2   noun

نسبت افراز هر قوس یا چفته به دهانه‌اش
”در قوس‌های بسیار تند، گاه خیز قوس از ۲ نیز بیشتر است.‏ “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
جزئی است ازen arch3
همچنین بنگرید بهen impost1
همچنین بنگرید بهen rise1
همچنین بنگرید بهen span

pitch3

شیب (بام، شیروانی، پلّکان)
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

pitch4

«فرهنگ مرزبان - معروف»