واژگار

garth

انگلیسی

garth1

در دیر، میان‌سرایی معمولاً دارای رواق و باغچه
”میان‌سرای دیر فضایی گشاده، و معمولاً سبز، برای گردش راهبان مقیم آنجاست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen cloister garth

garth2

زمینی باز در کنار، در میان، یا محیط بر یک یا چند بنا
”حیاط اطراف بیمارستان موجب می‌شود بنای بیمارستان از شلوغی خیابان‌های اطراف در امان بماند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen yard1