واژگار
جستجوی واژه
همه
فا
ع
en
it
fr
de
es
احداث
فارسی
{ معادل }
en
building
3
عمل، حرفه، و مسیر ساختنِ بنا یا هر مکان دیگر
مثالِ کاربرد واژه در جمله:
”
۱. بنایی پنجطبقه در مشهد پیش از پایان یافتن ساختمانش فروریخت. ۲. در حین ساختمان پارک، باید برای تهیهی گیاهان آن برنامهریزی کرد. ۳. در قدیم، همهی حرفههای ساختمان در ذیل حرفهی معماری قرار میگرفت.
“
«واژهنامهی نوروزگان»
{ معادل }
en
construction
1
«واژهنامهی نوروزگان»
{ روابط }
مترادف است با
فا
ساختمان
۳