واژگار

platform

انگلیسی

platform3

«معجم احمد محمد عيسي»

platform1

هر سطح مستوی یا کف، در محوطه‌ی باز یا بسته، که از سطوح اطراف برجسته‌تر باشد
”صفه سکویی است که بنا بر روی آن می‌نشیند و از آنجا می‌توان به اطراف نظر کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
سکویی که بنا بر روی آن قرار می‌گیرد
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم علی ثوینی»
جزئی است ازen building1

platform2

«فرهنگ مرزبان - معروف»

platform4

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

platform5

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»