واژگار

پیشتو

فارسی
اتاقی در جوار تالار یا اتاقی بزرگ‌تر که در حکم مقدمه یا اتاق انتظار آن است.
”وزیران در پیش‌اتاق/ پیشتو نشسته و منتظر تشکیل جلسه‌ی هیئت دولت بودند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است بافا پیش‌اتاق