واژگار

مباشر

فارسی
عاملی که به نمایندگی از عامل فرادست، متولی مستقیم یکی از امور معماری است
”امیران و حاکمان و اَشراف معمولاً مباشری داشتند که متولی امور معماری آنان بود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»