واژگار

agent

انگلیسی

agent2

عاملی که به نمایندگی از عامل فرادست، متولی مستقیم یکی از امور معماری است
”امیران و حاکمان و اَشراف معمولاً مباشری داشتند که متولی امور معماری آنان بود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

agent1

عنوان عام برای همه‌ی کارگزاران معماری، از کارفرما و بانی و واقف گرفته، تا معماران و مهندسان و مجریان و کارگران
”در تاریخ‌نویسی معماری، به عاملان معماری کمتر پرداخته‌اند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen worker3