واژگار
جستجوی واژه
همه
فا
ع
en
it
fr
de
es
passage
انگلیسی
passage
5
{ معادل }
فا
قطعهی برگزیده
قطعهی برگزیده در ادبیات و موسیقی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
passage
1
noun
{ معادل }
فا
معبر
فا
گُذَر
جای عبور
مثالِ کاربرد واژه در جمله:
”
پل طبیعت معبر/ گذری است که پارکهای دو سوی بزرگراه مدرس را به هم مرتبط میکند.
“
«واژهنامهی نوروزگان»
{ معادل }
فا
گذرگاه سرپوشیده
گذرگاه سرپوشیده در معماری
«فرهنگ مرزبان - معروف»
{ معادل }
فا
راهرو
فا
گذرگاه
فا
راه عبور
فا
راه
فا
دالان
فا
سرسرا
۱
«واژهنامۀ راه و ساختمان و معماری»
{ معادل }
ع
ممر
«معجم احمد محمد عيسي»
{ تصاویر }
{ روابط }
مترادف است با
en
passageway
مترادف است با
en
path
1
passage
2
noun
{ معادل }
فا
بازارچه
فا
پاساژ
معبری باریک، در رو یا زیر زمین، با یک یا چند مدخل، در یک یا چند طبقه، که در یک یا دو سوی آن دکان یا فروشگاه است
مثالِ کاربرد واژه در جمله:
”
معمولاً به بازارچههای مدرن «پاساژ» میگویند.
“
«واژهنامهی نوروزگان»
{ معادل }
فا
تیمچه
«واژهنامۀ راه و ساختمان و معماری»
{ تصاویر }
passage
3
{ معادل }
فا
گذرگاه آهنگ
گذرگاه آهنگ در موسیقی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
passage
4
{ معادل }
فا
گذرگاه رنگ
فا
آمیزشگاه رنگ
در نقّاشی محلّ گذر تدریجی از رنگمایهای به رنگمایهی دیگر و یا آمیزش آن دو رنگمایه با هم
«فرهنگ مرزبان - معروف»
{ تصاویر }