واژگار

altar

انگلیسی

altar2

سکو یا میزی برای اعمال دینی مانند قربان کردن، یا نهادن اشیای مقدس، یا تقدیس خوراک و نوشیدنی برای نیایش
”مذبح در اصل سکوی قربان کردن بود که در استحاله‌ی معابد اروپا به کلیسا، نام و مکان و قداست آن برجا ماند؛ با این تفاوت که در کلیسا، قربانی در مذبح جای خود را به نان و شراب مراسم عشای ربانی و دیگر اشیای مقدس داد. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مذبح در پرستشگاه یونانی
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
جزئی است ازen Greek temple
نوعی/مظهری است ازen space type

altar1

کانون توجهِ عبادت در کلیسا و معبد و زیارتگاه
”محراب کلیسا در شرق آن قرار دارد و محراب مسجد در سمت قبله. به محراب کلیسا «مذبح» و به محراب کنیسه «هَخال» می‌گویند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
جزئی است ازen church
جزئی است ازen cathedral
مشتمل است برen altar rail
مشتمل است برen antependium
مشتمل است برen altarpiece
مشتمل است برen altar screen
نوعی/مظهری است ازen space type
همچنین بنگرید بهen almehrab