واژگار

site

انگلیسی

site5

موقعیت بنا یا ساخته‌ای دیگر در زمین، شهر، یا سرزمین در نسبت با دیگر بناها، راه‌ها، و مانند اینها
”مکان استقرار بناهای عمومی در شهر باید با توجه به مسیرهای تردد و دسترس‌ها انتخاب شود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen location2

site1

پاره‌ای از زمین از آن حیث که قرار است در آن ساخت‌وساز شود
”ساختگاه/ زمین پروژه‌ی بیمارستان شهر دو هکتار وسعت دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
موقع أثري
«معجم عفيف البهنسي»
مترادف است باen building site

site2

جایی که در آن، بنا یا تأسیسات یا مجموعه‌ای از بناها و تأسیسات واقع است یا قرار است ساخته شود
”مقر هسته‌ای مهمی در نزدیکی شهر قرار گرفته است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
جایگاه حفّاری برای کشف آثار باستانی
«فرهنگ مرزبان - معروف»

site3

زمینی کوچک یا بزرگ با عنایت به محل استقرار بنا یا بناها، معابر، محوطه، و سایر عناصر مصنوع یا طبیعی
”بنای Lشکل بیمارستان در گوشه‌ی شمال غربی سایت/ ساحت قرار دارد و با چند معبر سواره و پیاده به درِ ورودی بیمارستان در جنوب محوطه مرتبط می‌شود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

site4

پاره‌ای از زمین که مکان استقرار یا احداث بنا یا محل وقوع رویدادی است
”موقعیت شمس‌العماره در خیابان ناصریه طوری بود که آن را سردر دولت‌خانه جلوه می‌داد. ایوان تخت مرمر مکان برگزاری مراسم سلام نوروزی ناصرالدین‌شاه بود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen location1
مترادف است باen position
مترادف است باen situation