واژگار

تصویر

فارسی

تصویر۱

نقاشی، عکس، نمودار، و مانند اینها که در کنار متن کتاب می‌آید تا متن را گویاتر یا زیبا کند
”در کتاب‌های معماری، از تصویر بسیار استفاده می‌شود؛ چه عکس و چه نقاشی و چه نمودار و مسوّده و مانند آن.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است بافا شکل۱

تصویر۲

«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»