واژگار

figure

انگلیسی

figure2

نقاشی، عکس، نمودار، و مانند اینها که در کنار متن کتاب می‌آید تا متن را گویاتر یا زیبا کند
”در کتاب‌های معماری، از تصویر بسیار استفاده می‌شود؛ چه عکس و چه نقاشی و چه نمودار و مسوّده و مانند آن.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است باen text figure

figure1

فرم هندسی مرکب از خط و نقطه و سطح
”معماران سنتی ایران ترجیح می‌دادند که قاعده‌ی فضاهای اصلی بناهایشان شکل منتظم و کامل داشته باشد. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen design8

figure3

بازنمود دوبعدی یا سه‌بعدی آدمی و جانور و دیو و مانند اینها با هر محملی (medium)
”معماری رنسانس آکنده از پیکر قدیسان و فرشتگان و شخصیت‌های اسطوره‌ای است. در فرهنگ سنتی ایران، به نقش پیکری «نقش ذیروح» می‌گفتند. با اینکه بیشتر نقوش مسجد جامع عباسی اصفهان گیاهی است، نقش پیکری دو طاووس بر سردر آن تصویر شده است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»

figure4

طرحی معمولاً متشکل از اشکال هندسی که ترکیب کلی و روابط اجزا را در نقشه‌ی بنا و مانند آن نشان می‌دهد
”او نموداری از چیدمان دفتر کارمان کشید.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen diagram

figure5

مترادف است باen pattern1
مترادف است باen motif2