واژگار

loft

انگلیسی

loft1

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
غرفة في أعلي المبني
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم علی ثوینی»
مترادف است باen attic room

loft2

«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است باen garret2

loft3

در هر فضای بلند که ارتفاعی بیش از یک طبقه‌ی متعارف داشته باشد ــ مانند تالار، تماشاخانه، شبستان کلیسا، گنبدخانه ــ و در داخل، قسمتی از آن را دواشکوبه کرده باشند، به فضایی واقع در اشکوب بالا که بر فضای اصلی مشرف باشد بالاخانه می‌گویند
”در خانه‌های سنتی مناطق مرکزی ایران، به بالاخانه‌ی تالارْ «گوشوار» می‌گویند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen loggia3

loft4

انبار نگهداری علوفه، واقع در زیرکازه‌ی اصطبل و انبار مزرعه
”در انبار علوفه، آن‌قدر علوفه انباشته بودند که دیوار اصطبل شکم داده بود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen hayloft