واژگار

roof

انگلیسی

roof1   noun

۱. رُویه‌ی فوقانیِ آخرین سقف بنا ۲. آخرین سقف بنا
”۱. در قدیم، بام بسیاری از خانه‌ها محل خشکاندن میوه و تهیه‌ی خشکبار بود. ۲. هنگامی به آخرین سقف بنا بام می‌گویند که بخواهند از فرم خارجی یا روکش آن سخن بگویند. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
سطح البناء
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم علی ثوینی»
مترادف است باen roofing1

roof2   noun

سایه‌بان یا پوششی در محوطه‌ی باز برای سرپوشیده کردن محوطه یا محفوظ داشتن چیزهایی در زیر آن
”صحن مسجد را با سقفی متحرک سرپوشیده کرده‌اند. بر تپه‌ی باستانی سقفی زده بودند تا آن را از باران محفوظ دارند. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

roof3   verb

(به‌عنوان فعل)
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»