واژگار

arabesque

انگلیسی

arabesque2

اصطلاح در نقاشی اروپایی به معنی خطی نظری که سراسر متن تصویر را دورگیری (دم‌گیری) می‌کند و آن را از زمینه مجزا می‌نمایاند.
«فرهنگ مرزبان - معروف»

arabesque1

نقشی گسترنده و متشکل از نقش‌مایه‌های هندسی یا نقش‌مایه‌های گیاهیِ برساو (stylized) که در هنرهای جهان اسلام متداول بوده و از آنجا به فرهنگ‌های دیگر وارد شده و صور گوناگون یافته است
”در معماری ایران در دوران اسلامی، عربانه بر دو نوع است: عربانه‌ی گیاهی که اسلیمی و ختایی نام دارد؛ و عربانه‌ی هندسی که گره نام دارد. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
واژه‌ای مأخوذ از «عرب» در زبان‌های اروپایی و به مفهوم عام «عرب‌وار» و یا خصوصاً «نقش عربی» که در توصیف کلی انواع نقوش و نگاره‌های به‌وام‌گرفته‌شده از هنرهای ساسانی و بیزانسی و اسلامی در مغرب‌زمین به کار رفت؛ نقوش و نگاره‌هایی که پیشینه‌شان به زمان‌هایی بس دورتر می‌پیوسته و تنوع و پراکندگی‌شان چنان‌که در پژوهش‌های اخیر معلوم گردیده به سه مرکز مذکور محدود و موقوف نمی‌شده، بلکه از اروپای شمال‌غربی تا آسیای میانه و جنوب‌غربی را فرامی‌گرفته است. به هر صورت، واژه‌ی اسلیمی در زبان‌های مغرب‌زمین مشتمل است بر انواع نگاره‌های گیاهی ــ تاکی، نخلی، کنگری ــ با ساقه و برگ و گاهی گل درهم‌تابیده، و خطوط گردان و متوازی و متقارن که به‌طور مکرر با هم متقاطع و یا در پی یکدیگر دوان شده‌اند؛ و نیز شکل‌های هندسی راست‌خط و گره‌بندی‌های زاویه‌دار؛ و سرانجام آن همه آمیخته به تصاویر پرندگان و جانوران و آدمیان نقش‌پردازی شده؛ و حال اینکه در فارسی عناصر و اجزای این نگاره‌ها از یکدیگر متمایز شده و نام‌های جداگانه‌ای یافته‌اند که همه در زبان‌های اروپایی نیامده است، چون: اسلیمی طوماری، خرطوم‌فیلی، ماری، دهان‌اژدری، ختایی و ختاییِ اسلیمی، و چنگ‌وگره و بوته‌جقه و جز آن.
«فرهنگ مرزبان - معروف»
در منابع اروپایی، عموم نقوش خاص معماری اسلامی را عربانه (آرابسک) می‌خوانند و آن را بر دو قسم عربانه‌ی هندسی و عربانه‌ی گیاهی می‌دانند. عربانه‌ی گیاهی همان نقوش اسلیمی و ختایی است
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
عربانه،شیوه‌ی تزیینی اسلامی، نقش تزیینی مرکب از پیچ‌وخم‌های متعدد
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم عاصم محمد رزق»
«معجم علی ثوینی»
مترادف است باen Arabian ornament