واژگار

پیاده‌رو

فارسی

پیاده‌رو۲

معبر پیاده در کنار سواره‌رو در پل
”پل‌های بزرگراه‌های تهران فاقد پیاده‌رو مناسب است“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

پیاده‌رو۱

گذرگاه مخصوص عبور پیاده، معمولاً در کنار خیابان
”پیاده‌رو در بسیاری از خیابان‌های تهران برای عبور معلولانِ حرکتیْ مناسب نیست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
گذرگاه مخصوص پیاده، معمولاً در کنار خیابان
”پیاده‌رو در بسیاری از خیابان‌های تهران برای عبور معلولانِ حرکتیْ مناسب نیست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
گذرگاه مخصوص پیاده، معمولاً در کنار خیابان
”پیاده‌رو در بسیاری از خیابان‌های تهران برای عبور معلولانِ حرکتیْ مناسب نیست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
گذرگاه مخصوص عبور پیاده در کنار خیابان
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا جاده
مترادف است بافا مسیر۱