واژگار

chamber

انگلیسی

chamber4

اتاقی در بنایی فخیم، مانند سرا یا کاخ، برای نشیمن، خواب، یا پذیرایی
”در سراهای مناطق مرکزی ایران، گوشوار غرفه‌ای است در آشکوب اول و مشرف بر تالار.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

chamber1

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
مترادف است باen room

chamber2

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است باen bedroom
مترادف است باen bed chamber1

chamber3

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen cell1

chamber5

اتاق یا تالار ملاقات شخص صاحب‌منصب یا مهم با مراجعانش
”در سراها و خانه‌های ایرانی، اتاق یا تالار ملاقات در بیرونی قرار دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

chamber6

اتاقی کوچک برای فعالیتی ویژه مانند عبادت فردی و چله‌نشینی
”چله‌خانه‌ی مقبره‌ی شاه نعمت‌الله ولی از زیباترین چله‌خانه‌های تاریخی در ایران است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»