واژگار

حجره

فارسی

حجره۱

هریک از اتاق‌های متعدد و کمابیش مشابه در مدرسه، کاروان‌سرا، صومعه، دیر، خانقاه، زندان، و مانند اینها، معمولاً برای سکونت یک یا دو نفر
”در کاروان‌سراهای مناطق مرکزی ایران، حجره‌ها دور تا دور یک میان‌سرا قرار دارند“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است بافا اتاقک

حجره۲

اتاقی کوچک یا خصوصی که آن را به کاری معیّن اختصاص داده باشند
”در کنارِ ایوان، حجره‌ای بود که خان در آنجا به حساب‌های املاکش رسیدگی می‌کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»