واژگار

arcade

انگلیسی

arcade4

بازارچه‌ای که یک سوی آن رو به فضای باز گشوده باشد
”رستوران‌های بازارچه‌ی نیمه‌باز در بولونیای ایتالیا شهرت جهانی دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

arcade1   noun

دیواره‌ای متشکل از چند ستون و چفته‌ی پی‌درپی ‏
”حیاط اصلی و حیاط‌های جانبی عمارت مسعودیه‌ی تهران با چفتگان از هم جدا شده‌اند.‏ “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
دیواره‌ای متشکل از چند ستون و چفته‌ی پی‌درپی
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
رشته‌طاق یا طاق‌ها
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم عاصم محمد رزق»
مترادف است باen arcading1
جزئی است ازen arcade2
مشتمل است برen arch3
نوعی/مظهری است ازen wall
نوعی/مظهری است ازen arcading1

arcade2   noun

گذرگاهی که در یک یا دو سو چفتگان داشته باشد
”صحن شاه عباسی و صحن حسینیه در مزار شاه نعمت‌الله ولی با رواق از هم جدا شده‌اند. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
گذرگاهی نیمه‌باز (semi-open) که در یک یا دو سو چفتگان داشته باشد.
”صحن شاه عباسی و صحن حسینیه در مزار شاه نعمت‌الله ولی با رواق از هم جدا شده‌اند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen arcaded
مشتمل است برen arcade1
نوعی/مظهری است ازen space type

arcade3   noun

نوعی از رواق (۱) که در یک یا دو سوی آن دکان یا فروشگاه یا فضای بسته‌ی دیگری باشد
”رواقی گرداگرد میدان نقش جهان را فراگرفته است.‏ “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
نوعی از رواق که در یک یا دو سوی آن دکان یا فروشگاه یا فضای بسته‌ی دیگری باشد.
”رواقی گرداگرد میدان نقش جهان را فراگرفته است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen archway6
نوعی/مظهری است ازen arcade2

arcade5

بازارچه‌ی کوتاه یا کوچه‌ای سرپوشیده که دو سوی آن دکان یا فروشگاه باشد.
”گالریا اومبرتو در ناپل ایتالیا نمونه‌ی بارز دالان است. در سرای وزیر قزوین، دالانی صحن را به راسته بازار متصل می‌کند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است باen galleria