واژگار

میدان

فارسی

میدان۵

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا بازار۱
مترادف است بافا همایشگاه همگانی

میدان۱   اسم

زمین یا محوطه‌ای وسیع که در اطراف آن کالا، به‌ویژه ‏میوه و تره‌بار، می‌فروشند‏
”میدان مال‌فروش‌ها و میدان تره‌بار نمونه‌هایی از این نوع میدان است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
زمین یا محوطه‌ای وسیع که در اطراف آن کالا و به‌ویژه میوه و تره‌بار می‌فروشند. (سخن)
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
فضای همگانی باز که معمولاً دو یا چند گذرگاه به آن می‌رسد و گرداگرد آن بناهایی است
”میدان نقش جهان اصفهان شاخص‌ترین نمونه‌ی میدان در ایران است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است بافا فوروم
مترادف است بافا فلکه

میدان۲

میدان (۱) در شهرهای سنتی ایران و جهان اسلام
”میدان توپ‌خانه‌ی تهران آینه‌ی تحولات اجتماعی این شهر در یک‌ونیم سده‌ی اخیر است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

میدان۳

میدان۴   اسم

میدان۶

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا فضا
مترادف است بافا وسعت
مترادف است بافا مساحت
مترادف است بافا جا
مترادف است بافا فاصله۱