واژگار

میدان

فارسی

میدان۶

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا فضا
مترادف است بافا وسعت
مترادف است بافا مساحت
مترادف است بافا جا
مترادف است بافا فاصله۱

میدان۱   اسم

زمین یا محوطه‌ای وسیع که در اطراف آن کالا، به‌ویژه ‏میوه و تره‌بار، می‌فروشند‏
”میدان مال‌فروش‌ها و میدان تره‌بار نمونه‌هایی از این نوع میدان است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
زمین یا محوطه‌ای وسیع که در اطراف آن کالا و به‌ویژه میوه و تره‌بار می‌فروشند. (سخن)
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
فضای همگانی باز که معمولاً دو یا چند گذرگاه به آن می‌رسد و گرداگرد آن بناهایی است
”میدان نقش جهان اصفهان شاخص‌ترین نمونه‌ی میدان در ایران است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است بافا فوروم
مترادف است بافا فلکه

میدان۲

میدان (۱) در شهرهای سنتی ایران و جهان اسلام
”میدان توپ‌خانه‌ی تهران آینه‌ی تحولات اجتماعی این شهر در یک‌ونیم سده‌ی اخیر است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

میدان۳

میدان۴   اسم

میدان۵

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
مترادف است بافا بازار۱
مترادف است بافا همایشگاه همگانی