واژگار

کمان

فارسی   اسم
خط منحنی بسیط، پاره‌ای از دایره یا دیگر مقاطع مخروطی
”کمان دایره یک مرکز و کمان بیضی دو مرکز دارد.‏“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
”قوس دایره“
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
[حوزه‌ی آکوستیک موسیقی]
«واژه‌نامه‌ی آکوستیک»
مترادف است بافا قوس۱
مترادف است بافا طاق۱
مترادف است بافا چفت
مترادف است بافا چفد
مترادف است بافا چفته۱
مترادف است بافا سَفت
مترادف است بافا قوس۳