واژگار

plan

انگلیسی

plan3

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen drawing1
مترادف است باen design3

plan1

نقشه‌ی برش افقی یا نمای سطح فوقانی بنا یا محوطه که ممکن است نشان‌دهنده‌ی کلیات یا جزئیات بنا یا محوطه، یا جایگاه بنا در محوطه و مانند اینها باشد
”فایده‌ی اصلی پلان نشان دادن روابط افقی اجزا و پاره‌هایی از بنا یا محوطه است که، بسته به مقیاس پلان، در آن تصویر می‌شود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen ground plan
مترادف است باen design9
نوعی/مظهری است ازen orthographic projection
همچنین بنگرید بهen elevation2
همچنین بنگرید بهen relevé2

plan2

طرح قالی (به‌طور عموم تا نوع آن مشخص شود).
«فرهنگ مرزبان - معروف»
مترادف است باen floor plan
نوعی/مظهری است ازen orthographic projection
همچنین بنگرید بهen elevation2

plan4

مجموعه‌ای از تصمیمات مبتنی بر اطلاعات و اندیشه و هدفی معین در آبادی و شهر که در نهایت به سیاست‌ها و برنامه‌ها و طرح (۱) و نقشه مبدل می‌شود
”تهیه‌ی طرح‌های جامع شهری و منطقه‌ای از وظایف کارشناسان طرح‌ریزی شهری است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
(به‌عنوان فعل)
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

plan5

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen brief
مترادف است باen programme