واژگار

drawing

انگلیسی

drawing1   noun

تصویر دوبعدی از شیء؛ یعنی راست‌افکندی از یکی از سطوح شیء، یا برشی مسطح از آن، برای نشان دادن کلیات یا جزئیات و روابط اجزای درون شیء یا روابط آن با پیرامون، که امروز آن را بر اساس قواعدی فنیِ استانده بر صفحه‌ای از جنس کاغذ کدر یا شفاف یا بر صفحه‌ی رایانه ترسیم می‌کنند
”نقشه در ایران پیشینه‌ای دراز دارد؛ اما تهیه‌ی نقشه بر کاغذ با قواعد بصری جدید از نیمه‌ی دوره‌ی قاجاریان آغاز شد. در قدیم، نقشه را بر کاغذ یا پوست، پارچه، سنگ، گچ، سطح زمین، و مانند اینها می‌کشیدند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
مترادف است باen design3
مترادف است باen plan3
همچنین بنگرید بهen sketch

drawing2

تصویری از سطح یا حجم بنا یا محوطه که آن را با دست‌آزاد یا ابزار نقشه‌کشی یا رایانه ــ اما نه مطابق قواعد فنیِ نقشه ــ ترسیم می‌کنند
”ترسیمه/ طرح ممکن است از سطح بنا و محوطه یا از حجم آن، از کلیات یا جزئیات آن، باشد و با دست‌آزاد یا با ابزارهای نقشه‌کشی کشیده شود.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»

drawing3

عمل تهیه‌ی نقشه و ترسیمه
”تا پیش از رواج طراحی رایانه‌ای، نقشه را معمولاً بر کاغذهای شفاف، از قبیل کالک و پوستی، رسم می‌کردند/ می‌کشیدند. امروزه ترسیم نقشه با کمک رایانه بسیار رایج شده است. معماران سنتی تهرانی به عمل تهیه‌ی نقشه و ترسیمه «کشش» می‌گویند. معمولاً بخشی از دفترهای معماری به نقشه‌کشی اختصاص دارد. در سخن از تاریخ معماری، بسته به سیاق، می‌توان از اصطلاحات نقش بستن و نقش انداختن استفاده کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen draughting1
مترادف است باen design4
مترادف است باen drafting1

drawing4

پیشه‌ی ترسیم نقشه
”نقشه‌کشی در زمره‌ی پیشه‌های مربوط به همه‌ی رشته‌های مهندسی است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen draughtsmanship1
مترادف است باen draughting2
مترادف است باen drafting2
مترادف است باen draftsmanship

drawing5

مترادف است باen design2