واژگار

courtyard

انگلیسی
enclosure around or adjacent to a house," 1550s, from court (n.) + yard

courtyard2

حیاطِ بناهای دینی، مانند مسجد و امام‌زاده، و حیاط بناهای عمومی تاریخی، مانند کاروان‌سرا و مدرسه
”صحن کاروان‌سراهای ایران محصور در میان حجره‌هاست.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
حیاط یا محوطه‌ی روباز در بناهای عمومی
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
مترادف است باen sahn
مترادف است باen court2
نوعی/مظهری است ازen space type

courtyard1

زمینی باز در کنار، در میان، یا محیط بر یک یا چند بنا
”در بسیاری از خانه‌های اعیانی اواخر دوره‌ي قاجاریان، حیاطْ میان‌سرا نیست؛ بلکه بنا در میان حیاط نشسته است. در گویش خراسانی و تاجیکی، به حیاط «حولی» می‌گویند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
محوطه‌ای روباز، معمولاً در میانه‌ی بنا
”-“
«واژه‌نامه‌ی معماری جهان اسلام»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»
«معجم عاصم محمد رزق»
«معجم علی ثوینی»

courtyard3

مترادف است باen court3
مترادف است باen quadrangle3

courtyard4

بنایی که حیاط/ صحن داشته باشد
”در تهران قدیم، به خانه‌ي حیاط‌‌دار «حیاط» می‌گفتند. در عکس هوایی شهرهای ایران، بافت‌های تاریخی را می‌توان از روی بناهای حیاط‌دار و صحن‌دار آنها شناسایی کرد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen court4

courtyard5

[صفت] بنایی که میان‌سرا داشته باشد
”کثرت بناهای میان‌سرادارْ ویژگی بارز بیشتر شهرهای تاریخی جهان اسلام است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen court5