واژگار

yard

انگلیسی

yard4

محوطه‌‌ای برای تعمیر خودرو و واگن قطار و مانند اینها 
”امروزه تعمیرگاه‌های روباز عنصر ثابت مدخل بیشتر شهرهای ایران است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

yard1

زمینی باز در کنار، در میان، یا محیط بر یک یا چند بنا
”حیاط اطراف بیمارستان موجب می‌شود بنای بیمارستان از شلوغی خیابان‌های اطراف در امان بماند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«فرهنگ مرزبان - معروف»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
مترادف است باen garden2
مترادف است باen garth2
مترادف است باen ward1

yard2

زمینی، معمولاً دیواردار، که برای فعالیتی خاص به‌کار می‌رود
”در کنار تالار شهر، محوطه‌ای برای تجمعات مدنی ساخته‌اند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

yard3

«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen court7

yard5

محوطه‌ای برای انبار کردن خودرو و مانند آن
”انبارهای روباز گمرک آکنده از انواع خودروهای وارداتی غیرمجاز است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

yard6

محوطه‌ای برای نگهداری دام و ماکیان
”آغل هم به معنای محوطه‌ی روباز نگه‌داری دام و ماکیان است و هم به معنای کاز یا کنده‌ای در درون زمین برای نگه‌داری دام در شب.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

yard7

واحد طول برابر با ۹۳ سانتی‌متر و معمول در انگلیس
«فرهنگ مرزبان - معروف»
واحد اندازه‌گیری معادل سه فوت
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»

yard8

«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»