واژگار

court

انگلیسی

court6

فضایی شبیه حیاط، ولی با سقف شفاف؛ میان‌تالاری با سقف شفاف
”حیاط مسقف در بناهای امروز فاقد حالتِ طبیعیِ حضور در هوای آزاد است. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

court1

زمینی باز در کنار، در میان، یا محیط بر یک یا چند بنا
”در بسیاری از خانه‌های اعیانی اواخر دوره‌ی قاجاریان، حیاطْ در درون بنا نیست؛ بلکه بنا در درون حیاط نشسته است. در گویش خراسانی و تاجیکی، به حیاط «حولی» می‌گویند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«واژه‌نامۀ راه و ساختمان و معماری»
«معجم عفيف البهنسي»
«معجم احمد محمد عيسي»

court2

صحن کاروان‌سراهای ایران محصور در میان حجره‌هاست.
”حیاطِ بناهای دینی، مانند مسجد و امام‌زاده، و حیاط بناهای تاریخی، مانند کاروان‌سرا و مدرسه“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
«معجم عاصم محمد رزق»
مترادف است باen courtyard2

court3

حیاط یا صحنی که در درون بنا قرار گرفته باشد و اجزای اصلی بنا بر گرد آن سامان یافته باشند
”در خانه‌های سنتی مناطق مرکزی ایران، میان‌سرا فقط مرکز هوا و نور و تردد نیست؛ بلکه کانون انتظام هندسی خانه است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen courtyard3
مترادف است باen quadrangle3

court4

بنایی که حیاط/ صحن داشته باشد
”در تهران قدیم، به خانه‌ی حیاط دار «حیاط» می‌گفتند. در عکس هوایی شهرهای ایران، بافت‌های تاریخی را می‌توان از روی بناهای حیاط‌دار و صحن‌دار آنها شناسایی کرد. “
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen courtyard4

court5

[صفت] بنایی که میان‌سرا داشته باشد
”کثرت بناهای میان‌سرادارْ ویژگی بارز بیشتر شهرهای تاریخی جهان اسلام است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen courtyard5

court7

محوطه‌ای برای بازی‌هایی مانند تنیس و بسکتبال
”از خدمات مهم شهرداری در دهه‌های اخیر تبدیل زمین‌های بایر شهری به زمین بسکتبال و فوتبال بوده است.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»
مترادف است باen yard3

court8

کاخ سکونت شخصی بلندپایه چون شاه و حاکم
”برخی از سراهایی که در سال‌های اخیر در شمال تهران با کاخ‌های شاهانه برابری می‌کند.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»

court9

بنا، تالار، یا اتاقی که در آنجا دعاوی حقوقی مطرح می‌شود.
”کاخ دادگستری تهران چندین دادگاه کوچک و بزرگ دارد.“
«واژه‌نامه‌ی نوروزگان»